1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: چهارشنبه 18 اکتبر 2017. برابر با چهارشنبه, 26 مهر 1396

وجدانی

آقای دکتر اسماعیل نوری علا در سال ۱۳۵۷: ملت ایران خواستار حکومت اسلامی است!

  الحق و انصاف‌ ما مشروطه خواهان آدم‌های خیلی پرحوصله و پرتحملی هستیم! این‌همه افتراء و تهمت‌های ناروا به ما می‌زنند و خارمان می‌نمایند اما دریغ از یک عکس‌العمل و اعتراضی از جانبِ ماها! روزی نیست یکی از همان حضرات و جماعتی که مجذوبِ امامِ راحل بوده، دست‌به‌قلم نبرد و یا تریبونی را در اختیار نگیرد و هرگونه دروغ‌پردازی و فرافکنی برعلیه شاهانِ پهلوی، شاهزاده رضا پهلوی، ما طرفدارانِ نظامِ پادشاهی مشروطه و حتی حزب مشروطه ایران ساز ننماید و زخم‌هایمان را نمک نپاش، اما ما همه سرمان را مثل کبک در برف فروبرده، انگاری ما صیدِ چنین صیادان سنگدل و بی‌رحم نبوده و نیستیم! آدم گاهاً این فکر در ذهنش به وجود می‌آید که بالاخره ملتِ ایران دیر یا زود از پَسِ جمهوری اسلامی و یا به گفتهٔ جنابِ آقای دکتر اسماعیل نوری علا «حکومت اسلامي مردم بر مردم با تکیه‌بر مبانی مترقی حقوق اسلامی و تشیع سرخ علوی»، بر خواهد آمد ولی با این حضراتِ مبلغ و ذوب‌شده تا بنِ دندان در بنیان‌گذاران چنین حکومتی چه باید کرد؟! اینان به‌دروغ گفتند که: «طی شصت سال، سلسلۀ پهلوی یکی از مستبدانه‌ترین و فاسد‌ترین رژیم‌های جهان را برقرار کرده بود. «میلیون‌ها» ایرانی طی این شصت سال، به اشکال مختلف به دستِ این رژیم کشته شدند، شکنجه شدند، از خانواده‌های خود آواره شدند، زندانی شدند و خانوادۀ پهلوی در این مدتِ طولانی این کشور را غارت کرد و خود به ثروتمند‌ترین خانوادۀ جهان بدل شد و در پیرامون خود گروهی سرمایه‌داران و زمین‌داران بزرگِ انگل را پرورش داد که همراه او جامعۀ ما را می‌چاپیدند؛ اما امام خمینی پدیده‌ای تازه و دلگرم‌کننده در تاریخ تشیع است. او رهبر سیاسی جنبش است، جنبشی که تعریفی جز برانداختن ظلم و تقلید کورکورانه و شکستن بت‌های دیکتاتوری سیاسی و مذهبی ندارد. او در پی آن نیست تا قشر روحانیت را حاکم بر سرنوشت ما کند! بلکه در پی آن است تا ما را از دیکتاتوری همۀ اقشار حاکم و خواستار اطاعت کورکورانه برهاند! امام خمینی چه برنامه‌ای ارائه داده جز بازگشت به ایران، انجام انتخابات آزاد و برقراری حکومت مردم بر مردم؟!»

بیشتر بخوانید ... 3 نظرات

پیراسته: ۲۸ مرداد، قیام به معنی واقعی، و ملی بود! (بخشِ دوم)

  آری، خوانندهٔ گرامی! در حدودِ ۶۲ سالِ پیش، در چنین روزهايی رئیس دولتی که فرمانِ نخست‌وزیرش را از پادشاهِ مشروطه گرفته بود، برعلیه همان پادشاه دست به یاغیگری می‌زند، خاندانِ پادشاه و خودِ او را از مملکت بیرون می‌کند و داعشی‌وار دستور می‌دهد تندیس‌ها و مجسمه‌های پادشاه را پایین بیاورند. من شاید نمی‌دانم، ولی اگر نخست‌وزیری نمی‌گویم در آسیا و یا خاورمیانه در همین اروپا و نه در ۶۲ سالِ پیش بلکه در همین زمان و امروز همان رفتاری را که دولتِ محمد مصدق با محمدرضا شاه ایران داشت با پادشاهِ خودش بنماید و نه مجسمهٔ شاهِ وقت بلکه مجسمهٔ یکی از پادشاهان حتی قرون‌وسطایی را به زیر بکشد، به‌احتمال قریب یقین، عاقبت و سرانجامِ آن رئیسِ دولت به‌مراتب بدتر و دردناک‌تر از مصدق خواهد می‌بود. امروزه به شاهان و شاهزادگانی که حتی کار آن‌چنانی به‌جز تفریح و خوش‌گذرانی ندار‌ند کسی جرئت تعرض را ندارد چه رسد به قیام کردن بر علیه‌شان! ولی در ایران و آن‌هم درست درزمانی که به اعترافِ خودیاران و شاگردانِ مصدق السلطنه، محمدرضا شاه پهلوی فرمان قانونی پادشاهِ مشروطۀ ایران را دقیقاً اجرا می‌نمود و آن‌همه خدماتِ بی‌مانندش، رئیسِ دولت، همین پادشاه را وادار به هجرت از کشورش می‌کند. من نمی‌دانم، اگر وضع حالتِ عکس این را داشت و شاهِ فقید محمد مصدق را از ایران اخراج می‌نمود این ذوب‌شدگان و شیفتگانِ مصدق و دولتش چه حالی پیدا می‌کردند و چه به روزگار ما می‌آوردند؟!

بیشتر بخوانید ... اضافه کردن نظر جدید

مشروطۀ ایران را هر دم از نو باید شناخت!

  هر سیاستمداری که به همراه و همگامِ مشروطه بوده شانس جاودان ماندن را داشته و دارد اما اگر همراه و همقدم او نبوده و احیاناً برعلیه مشروطه اقدام نموده و می‌نماید نهایتاً جزو منفورترین و مطرودترین سیاستمداران روزگار خود شده و می‌شود. آنانی که عمری را در راستای مشروطۀ ایران قدم برداشته و کوشا بوده‌اند اگر بخواهند از این مسیر راه خود را کج کنند باید این اطمینان را به خود بدهند که خیلی زود دچار غضب و انتقام مشروطۀ خالی از گذشت گردیده و تمامی افتخاراتِ قبلی خود را فی‌الفور و برای ابد از دست می‌دهند و در فراموشی مرگباری بسر خواهند برد! و نهایتاً به‌جز ننگ و نفرین چیز دیگری نصیبشان نخواهد شد. مشروطۀ ایران آنانی را که در راستای اهدافش نباشند و با آن در تضاد هستند قبل از آنکه آن‌ها مشروطه را ترک کنند این مشروطه است که آنان را خیلی پیش‌ازاین‌ها تنها گذاشته است!

بیشتر بخوانید ... 1 نظر

پیراسته: ۲۸ مرداد، قیامی به معنی واقعی، و ملی! (بخشِ یکم)

  جهتِ بزرگداشت و یادآوری فداکاری‌ها، جانبازی‌ها و قیامِ ملی مردم، سربازان و تمامی آحادِ ملتِ شریف در اقصی نقاطِ ایران در روز تاریخی ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ شمسی، ذیلاً بخشی از بیاناتِ خاطره‌انگیز و آکنده از حس وطن‌پرستی (نمونۀ این حس را به چشمِ خود در دوران انقلابِ سیاه آخوندی، از سپهبد مهدی رحیمی آخرین فرماندار نظامی تهران و دیگر قهرمانان شجاع میهن دیده‌ایم) نمایندهٔ مجلس شورای ملی ایران در دورهٔ هیجده‌ام، آقای سید مهدی پیراسته، تقدیمِ خوانندۀ این سطور می‌گردد. این اقدم صرفاً جهتِ بهتر شناختن و اطلاع پیدا کردن از مکنوناتِ فکری و احساساتِ ملی شخصیتی صورت می‌پذیرد که جزو افراد حاضر و فعال در میدان آن روز است و حرف و سخنش می‌تواند بازگوکنندۀ بسیاری از حقایق آن ایامِ بحث‌انگیز در تاریخ معاصر میهنمان باشد. من ضمن گرامی داشتِ خاطرۀ همۀ جانبازان و قهرمانان بانام و گمنام ایران که برای نجات و حفظ میهنشان داوطلبانه وارد میدان مبارزه گشته و خونشان را جهت آبیاری درختِ کهن و تنومندِ وطن، به‌پای آن ریختند، فرارسیدن قیامِ ملی ۲۸ مرداد که به بیان و شهادتِ همین نماینده و هزاران نفر از مردمِ دلیر و حاضر در آن ایامِ سرنوشت‌ساز، قیامی بوده به معنی واقعی و به‌راستی ملی، را نیز به عمومِ هم‌وطنان خوبِ خویش شادباش میگویم و همراه با شما خوانندۀ گرامی، به خواندن فرمایشاتِ سید مهدی پیراسته نمایندهٔ مجلس شورای ملی ایران در زمانِ نخست‌وزیری دکتر محمدِ مصدق و نیز سپهبد فضل‌الله زاهدى، می‌پردازم. آن هنگام که اکثر مدعیان و مغرضینِ معلوم‌الحالی که جهتِ کوبیدنِ پادشاهِ فقید و انکار حضور مردمِ سلحشور ایران در قیامشان برعلیه دولتِ محمد مصدق، مبادت به ارائهٔ سند و مدرکِ ساخته‌وپرداخته شدهٔ توسطِ سازمان‌ها و آژانسهائ جاسوسی دولِ بیگانهٔ متخاصم می‌گردند، چرا ما اسناد و مدارکی را نشان ندهیم که در میهنمان ثبت‌شده و بیان‌کنندهٔ مشاهداتِ واقعی ایرانیانی هستند که دلشان فقط و فقط درگرو ایران و ملتِ آن بوده است و نه درگرو برخی از دولِ خارجی متخاصم! لازم به توضیح است، به علتِ مبسوط و طولانی بودنِ فرمایشاتِ سید مهدی پیراسته در مجلس، این بیانات در دو بخش تهیه و تقدیم می‌گردند.

بیشتر بخوانید ... 2 نظرات

شاه‌بیت‌های آریامهری از سال ۱۳۲۲ تا سال ۱۳۴۶ شمسی!

  من خواهانِ آنم که ملّتِ من از سعادت و نیکبختی و رفاه و آسایش و امنیت و عدالت و تندرستی بهره‌مند باشد و برای اجرای تمامِ این مقاصد حدِّ اکثرِ مساعی خود را بکار خواهم بُرد! حکومت و سلطنت بر یک‌مشت مردمِ فقیر و ضعیف و رنجور و محروم از عدالت، موردِ رضایتِ خاطر من نبوده است و نخواهد بود! اگر من یک دیکتاتور بودم تا پادشاهِ مشروطه، می‌بایست وسوسه می‌شدم تا همانندِ هیتلر و یا مانند آنچه امروزه در کشورهای کمونیستی می‌بینید، حزبِ واحدِ مسلطی تشکیل دهم. امّا من به‌عنوان یک پادشاهِ مشروطه آن توان و جسارت را دارم که فعّالیّت‌های حزبی گسترده به‌دوراز خفقانِ نظام یا دولتِ تک‌حزبی را تشویق کنم!

بیشتر بخوانید ... اضافه کردن نظر جدید

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

۷ آبان ۱۳۹۵:‌ پیامی در یک کُنش…

سخنرانی اخیر آقای ترامپ در مورد استراتژی ایران…

اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان…

رفراندوم در کُردستان عراق…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان درباره پدیده کولبری و رخدادهای اخیر بانه…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…

آمریکا و آینده مبهم توافق اتمی با ایران…

وقت فراموشی نیست…

سیاست در ایران طوری دوقطبی شده که هر یک حیات خود را در مرگ دیگری می‌بیند…